ظریف: خودتان را مسخره نکنید، سیاست تغییر رژیم در ایران جواب نمی‌دهد

[ad_1]

وزیر امور خارجه کشورمان برای بررسی تحولات خاورمیانه، روز دوشنبه به وقت محلی در نشستی در اندیشکده شورای روابط خارجی با حضور «ریچارد هاس»، رئیس این اندیشکده شرکت و سخنرانی کرد.

به گزارش ایسنا، محمد جواد ظریف در اظهارات خود به دوران جنگ عراق اشاره و تأکید کرد که در آن دوران تمام قدرت‌های دنیا از صدام حمایت می‌کردند اما در نهایت ایران با اتکا به مردم خود توانست ادامه دهد و به توفیق دست یابد.

ظریف در پاسخ به پرسشی درباره تعاملات با دولت ترامپ خاطرنشان کرد که با رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا گفت‌وگویی نداشته‌ است اما این بدین معنا نیست که احتمال تعامل در آینده وجود ندارد.

وزیر امور خارجه کشورمان تأکید کرد، تسلیحات هسته‌ای امنیت هیچ کشوری را تأمین نمی‌کند.

وی در پاسخ به پرسشی درباره استقلال قوه قضایی ایران گفت: قضات بخشی از نظام حقوقی هستند که به صورت فرمایشی انتخاب نمی‌شوند بلکه در یک چارچوب حقوقی و با طی فرآیندهایی به سمت خود می‌رسند. نظام قضایی ما مستقل است و بر اساس قانون عمل می‌کند.

ظریف ادامه داد: دادگاهی در نیویورک ما را در رابطه با وقایع یازدهم سپتامیر جریمه کرد و این در حالی است که عربستان و هم‌پیمانان شما در این وقایع دست داشتند.

در ادامه این سخنرانی ریچارد هاس پرسشی را به این صورت مطرح کرد: تیلرسون به تازگی از حمایت از عناصری در داخل ایران برای تحقق گذاری مسالمت‌آمیز در حکومت این کشور سخن گفت. حلقه‌ای از سناتورهای آمریکایی کمتر دیپلماتیک بوده و خواستار تغییر رژیم شده‌اند. نظر شما چیست و این موضع چه تأثیری بر دیدگاه شما در قبال ایالات متحده دارد؟

ظریف در پاسخ به این پرسش گفت: تأثیر این امر (بر دیدگاه ما) این است که متوجه می‌شویم آمریکا از تاریخ عبرت نمی‌گیرد. آمریکا در ایران در سال ۱۹۵۳ دست به تغییر رژیم زد و می‌بینید که این حرکت چه برایندی برای آمریکا داشت. آمریکا از زمان انقلاب سیاست تغییر رژیم را دنبال می‌کند. این روند در دوره اوباما رسماً متوقف شد؛ هرچند به اعتقاد ما در عمل این نبود.

وی ادامه داد: تفاوت میان ایران و هم‌پیمانان آمریکا در منطقه این است که ما مشروعیت و قدرت خود را از مردم می‌گیریم. واقعیت این است که ما در ۳۸ سال گذشته تحت فشار بوده‌ایم. همه کشورهای منطقه ما نوعی چتر خارجی دارند؛ یا از طریق ناتو یا پشتیبانی مستقیم آمریکا. ایران ندارد. ما چطور بدون هیچ حمایت خارجی قادر به ادامه بوده‌ایم؟ علت این است که به مردم خود متکی هستیم.

ظریف: خودتان را مسخره نکنید، سیاست تغییر رژیم در ایران جواب نمی‌دهد محمد جواد ظریف سخنرانی ظریف در شورای روابط خارجی آمریکا ریچارد هاس تغییر رژیم ایران ايران

ظریف گفت: این مردم به مدت ۱۰ ساعت در صف بودند تا در انتخابات ریاست‌جمهوری رأی دهند. ژنرال ماتیس چند روز پیش گفت ایرانی‌ها حق انتخاب ندارند. و آیت‌الله رییس‌جمهور را انتخاب می‌کند و این‌گونه توضیح داد که انگار ترامپ در آمریکا رییس‌جمهور بعدی را انتخاب کند. مردم ۱۰ ساعت در صف می‌ایستند که رییس‌جمهوری را انتخاب کنند که از قبل انتخاب شده است؟! شاید مردم داخل ایران شست‌وشویی مغزی شده‌اند! ایرانی‌ها در لس‌آنجلس چهار ساعت در صف می‌ایستند که رییس‌جمهوری را انتخاب کنند که از قبل مشخص است؟! خودتان را مسخره نکنید! به واقعیت‌ها بنگرید. تغییر رژیم در ایران جواب نمی‌دهد زیرا کشوری نیست که برای بقا و مشروعیت به آمریکا وابسته باشد.

وی در پاسخ به پرسشی درباره تحریم‌های آمریکا علیه برنامه هسته‌ای ایران گفت: آمریکا باید رویه خود در قبال تحریم‌ها را تغییر دهد. وقتی آمریکا تحریم‌های هسته‌ای را علیه ایران آغاز کرد، ما ۲۰۰ سانتریفیوژ داشتیم که پس از تحریم‌ها و در زمان مذاکرات این تعداد به ۲۰ هزار سانتریفیوژ رسید. پس نتیجه این تحریم ۱۹ هزار و ۸۰۰ سانترفیوژ بیشتر بوده است. تحریم‌ هیچ‌گاه کارآمد نبوده است. به عنوان فردی که در سال ۱۹۸۲ پایان‌نامه ارشد خود را درباره تحریم‌ها نوشته‌ام، می‌گویم که تحریم جواب نمی‌دهد.

ظریف درباره موضع ایران در قبال کردها و رفراندومی که می‌خواهند در عراق برگزار کنند، گفت: به اعتقاد ما، رفراندوم گزینه درستی نیست ونتیجه فاجعه‌باری برای عراق به دنبال خواهد داشت. تأثیر این کار برای امنیت عراق و منطقه فاجعه‌بار خواهد بود. ما به دوستان خود در کردستان عراق که همگی از بارزانی گرفته تا سایرین دوستان ما هستند، توصیه کرده‌ایم که این کار را نکنند. به نظر من این نظر مشترک همه کشورهای منطقه است.

وی تصریح کرد: با این حال معتقدم سیاست‌های ضدکردی در هر جای منطقه نتیجه عکس خواهد داد.

در ادامه هاس از ارزیابی ظریف از سیاست‌های ترکیه در قبال کردها پرسید که ظریف با لبخند پاسخ داد: من در امور داخلی سایر کشورها مداخله نمی‌کنم. من صرفاً تحلیل‌گری هستم که نکات تحلیلی مطرح می‌کنم.

وزیر خارجه کشورمان در ادامه هم‌چنین اظهار امیدواری کرد که مناقشه یمن به درگیری مستقیم میان ایران و عربستان سعودی منجر نشود. جنگ داخلی یمن به نفع هیچ کس نیست.

ظریف در پاسخ به سوالی درباره خطر مناقشه میان دو کشور تاکید کرد که ایران مسلما امیدوار است وارد چنین جنگی با عربستان نشود.

او افزود: ایران و عربستان لازم نیست یکدیگر را در منطقه خاورمیانه نادیده بگیرند.

وزیر خارجه کشورمان اضافه کرد که هر چند دو کشور در مورد یمن و سوریه توافق نظر ندارند، اما می‌توانند برای پایان این مناقشه‌ها با هم همکاری کنند.

ظریف گفت: “ما با افراط‌گرایی در افغانستان مبارزه کردیم. با افراط‌گرایی در عراق مبارزه کردیم. با افراط‌گرایی در سوریه مبارزه کردیم. اما هم‌پیمانان آمریکا از افراط گرایی در افغانستان حمایت کردند. به یاد بیاورید فقط سه کشور طالبان را به عنوان یک حکومت به رسمیت شناختند: پاکستان یکی از همسایگان ما، عربستان سعودی و امارات متحده عربی. این‌ها همان کشورهایی‌ هستند که از افراط گرایی در سوریه و عراق حمایت کردند. آنها در حمایت از تروریسم ثابت‌ قدم بوده‌اند؛ ما هم در مخالفت با آن ثابت‌قدم بوده‌ایم. آنها انتخاب‌های اشتباهی کرده‌اند و حالا گله دارند که چرا دارند نتیجه آن را می‌بینند. تقصیر ما نیست که انتخاب درست کرده‌ایم.”

به گزارش ایسنا، نشست شورای روابط خارجی با محوریت تحولات خاورمیانه و راه‌حل‌های پیشنهادی ایران برای حل بحران‌های جاری در این منطقه برگزار شد. در این نشست علاوه از برخی دیپلمات‌های سابق آمریکایی، صاحبنظران و نخبگان مسائل مربوط به سیاست خارجی آمریکا و اصحاب رسانه‌های مختلف جهان حضور داشتند.

منبع:ایسنا

[ad_2]

لینک منبع

افراد «عجول و بی‌قرار» بخوانند

[ad_1]

مزاج سرشتی یا جبلی، مزاجی است که از طریق ارث از پدر و مادر به فرد منتقل می‌شود و از زمان تولد در فرد وجود دارد و یک حالت طبیعی برای آن فرد به حساب می‌آید.

هر مزاج دارای علائم و خصوصیات خاص خود است که با علائم بیماری ناشی از غلبه اخلاط که در ادامه به آن می‌پردازیم، تفاوت دارد.
پیش از این ویژگیها و تدابیر ویژه افراد دموی را مورد بررسی قرار داده بودیم که از اینجا قابل دسترسی است.
ویژگی‌هایی که در ادامه آمده است مربوط به مزاج سرشتی «افراد صفراوی» است:
افراد صفراوی، لاغر‌اندام هستند اما مفاصل و استخوان‌بندی درشت و برجسته دارند؛ پوست گرم و خشکی دارند، رنگ پوست و سفیدی چشم آنها کمی به زردی می‌زند، موهای پر‌پشت و سیاه و گاهی مجعد دارند و به علت حرارت و خشکی زیاد بیشتر مستعد تاسی سرند.
خشکی دهان و عطش فراوان دارند، خیلی گرمایی هستند و در تابستان اذیت می‌شوند، استعداد این را دارند که با خوردن خوراکیهای خیلی گرم، دچار خارش و کهیر شوند؛ تمایل به خوردن ترشیها (سرکه، تمرهندی و لواشک) دارند و همچنین سردیهایی مثل خیار، کاهو و هندوانه همچنین این افراد چندان تمایل به خوردن شیرینی ندارند.
صفراوی‌مزاجها، نبض پر و قوی دارند، عروق برجسته در دست دارند، این افراد زود عصبانی شده و زود هم عصبانیتشان فروکش می‌کند، بسیار پرانرژی و پرتحرک هستند؛ افراد باهوش و زیرک همچنین پرحرف هستند.
در کارها چالاک و سریع هستند، افراد دقیق، منظم و تیز‌بین هستند؛ میل بالای جنسی و توان جنسی متغیر دارند؛ این  افراد پیوسته، سریع و بلند صحبت می‌کنند، خوابشان کم و سبک است، قدرت هاضمه آنها خوب است و معمولاً یبوست دارند.
افراد صفراوی از حافظه و قدرت یادگیری بالایی برخوردار هستند، روابط اجتماعی آنها قوی است؛ عجول و بی‌قرارند.
اصولاً مزاجهای گرم (دمویها و صفراویها) از لحاظ اعمال بدنی و خصوصیات حیاتی از قدرت بالایی برخوردارند، گرما موجب افزایش کارکرد اعضای مختلف از مغز و اعصاب گرفته تا اندامهای تناسلی می‌شود.
تدابیر ویژه افراد صفراوی
رژیم غذایی مناسب برای صفراوی‌ها (گرم و خشک) غذاهایی است که سرد و تر باشند؛ افراد صفراوی غالباً در اثر حجامت تعدیل مزاج یافته و رنگ و رویی به مراتب روشن‌تر از قبل خواهند داشت، اشتهای آنان با حجامت افزایش می‌یابد و در صورت تکرار حجامت فربه و چاق خواهند شد.
نمونه‌ای از رژیم غذایی مناسب برای افراد صفراوی، کاهوست که سرد و تر است و برای دفع صفرا مفید است؛ ماهی، ماست و به طور کلی لبنیات، مرکبات، ماءالشعیر (آب جو) آبغوره ، آ‌بلیمو برای صفراوی‌ها مفید و لازم است.
علائم غلبه صفرا
اگر تعادل میان اخلاط و مقدار آنها یا کیفیت هر یک از اخلاط بهم بخورد، موجب بیماری در بدن می‌شود یا به عبارتی موجب غلبه یک خلط بر اخلاط دیگر در بدن می‌شود که باید مورد درمان قرار گیرد که در ذیل علائم غلبه خلط صفرا ذکر شده است:
زردی رنگ چشم و پوست
خشکی دهان و بینی
عطش زیاد
جوش و آکنه در سر و صورت
خشکی پوست و اگزما
تلخی دهان
کاهش اشتها به غذا
احساس گزگز و سوزن‌سوزن شدن بدن
نبض سریع
احساس تهوع.

منبع : تسنیم


Post Views:
4

[ad_2]

لینک منبع

حسین فریدون بازداشت شد

[ad_1]

حسین فریدون شب گذشته بازداشت شده است.

محسنی اژه ای سخنگوی قوه قضاییه از بازداشت حسین فریدون برادر رئیس‌جمهوری خبر داد.

حسین فریدون بازداشت شد

به گزارش نامه نیوز، محسنی اژه ای گفت:در رابطه با دستگیری حسین فریدون باید بگویم این شخص چند نوبت تحقیق و بازجویی شده و از افراد مطلع نیز سوال شده که عده ای از انها بازداشت هستند. شب گذشته برای حسین فریدون برادر رییس جمهور قرار تامین وثیقه صادر شده که به دلیل عدم تامین قرار به زندان رفته است.

منبع:شهر خبر


Post Views:
4

[ad_2]

لینک منبع

خبر جدید از بازیگری که گفته می شد خودکشی کرده

[ad_1]

در روزهای گذشته خبری مبنی بر خودکشی بازیگر زن سریال «قلب یخی» در سایت‌های خبری منتشر شد که در ادامه این خبر نیز با نشانه‌هایی که داده شده بود، می‌شد حدس زد فرد مذکور کسی نیست جز آشا محرابی.

در بخشی از این خبر می‌خوانیم: «وی پس از مصرف قرص برنج و مسمویت شدید، اقدام به رگ زنی از سه نقطه کرده بود که خوشبختانه با تلاش پزشکان این امر ناکام ماند و شانس زندگی مجدد را یافت.

بنا بر اظهارات کادر معالج این هنرپیشه معروف، وی سابقه هیچ نوع بیماری افسردگی و روانی را نداشته است و گویا مشاجره وی با خانواده‌اش منجر به خودکشی شده است.

این بازیگر به مدت یک روز در یکی از بیمارستان‌های خصوصی غرب تهران بستری بود و علیرغم صلاحدید پزشکان و تنها به دلیل انعقاد قرارداد کاری مهم با رضایت خانواده و قبل از پایان دوره درمان ترخیص شده است».

در حالی که محرابی پاسخ‌گوی تلفن همراه خود نبود، در تماسی با یکی از نزدیکان او در این باره پرسیدیم که وی خبر خودکشی را تکذیب کرد اما با بیان اینکه آشا محرابی هم اکنون در حال استراحت است، گفت: «البته وی کمی ناراحتی و خستگی روحی دارد که با استراحت بر طرف خواهد شد».

این بازیگر سریال‌های «مرگ تدریجی یک رویا»،«آشپزباشی» و همچنین سریال ویدیویی«قلب یخی» را در کارنامه دارد و این روزها مشغول بازی در سری دوم همین سریال به کارگردانی محمد حسین لطیفی است.

منبع: ایران باز

[ad_2]

لینک منبع

آیت‌الله بهشتی گفت مگر بتهوون برای کارش فتوا گرفت؟

[ad_1]

برای‌ حمل ساز مجوز کتبی‌ داشتیم | ۲۰ نفر بودیم که ارکستر سمفونیک را سر پا نگه داشتیم

نرگس کیانی: با مجید انتظامی، آهنگساز، نوازنده اُبوا و مدرس موسیقی تماس می‌گیریم و می‌گوییم وقتی برای گفت‌و‌گو می‌خواهیم. جواب می‌دهد: «اصلا دلم نمی‌خواهد مصاحبه کنم چون چیز نویی برای گفتن ندارم. چیزهایی را که باید بگویم گفته‌ام و چیزهایی را که مردم باید بدانند می‌دانند. این مصاحبه‌ها هم غیر از این که یک سری دشمن جدید برایم بتراشد، منفعت دیگری ندارد.»

می‌گوییم می‌خواهیم به ۳۰ سال قبل برگردیم و از روزهایی بشنویم که تازه انقلاب شده بود، سرنوشت ارکستر سمفونیک در هاله‌ای از ابهام قرار داشت و با مقاومت تنها ۲۰ نفر سرپا ماند، روزهایی که او اولین موسیقی‌های فیلم کارنامه هنری‌اش را ساخت و مسعود کیمیایی را در خانه احمدرضا احمدی دید و … روزهایی که این موسیقی‌دان تاریخ‌نگار حوادث روزگار خود، با موسیقی بود… انتظامی می‌پذیرد و می‌گوید بیایید دفترم؛ نیاوران، جمشیدیه.

دفتری بزرگ شبیه به خانه‌ای قدیمی با مبل‌های چرم زرشکی و لوح‌تقدیرهایی از مدیران مختلف در دوره‌های متفاوت. آن‌چه در ادامه می‌خوانید حاصل گفت‌و‌گویی مفصل با مجید انتظامی است در همین دفتر که در طول چهار سال گذشته کم‌تر خبری از فعالیت‌های موسیقایی‌اش شنیده‌ایم.

آیت‌الله بهشتی گفت مگر بتهوون برای کارش فتوا گرفت؟   آیت‌الله بهشتی گفت مگر بتهوون برای کارش فتوا گرفت؟

 روزگاری که دولت نمی‌دانست با ارکستر سمفونیک چه کند  

سال ۵۶، موقعی که ارکستر سمفونیک تهران در سطحی بین‌المللی فعالیت می‌کرد و ۸۰ درصد اعضایش خارجی بودند، من هم در این ارکستر نوازنده بودم. بعد از این که تظاهرات خیابانی و درگیری‌ها شروع شد، ارکستر هم شروع کرد به لاغر شدن و خارجی‌ها گروه گروه از آن جدا شدند. تا این که انقلاب پیروز شد. انقلاب که شد، ما دیگر هیچ نوازنده خارجی در ارکستر نداشتیم و از ۷۰، ۸۰ نفر سابق فقط حدود ۲۰ نوازنده ایرانی مانده بودند.

ارکستر سمفونیک قطعا نمی‌توانست با ۲۰ نفر کنسرت بدهد، چون تعداد نوازندگان گروه زهی، بادی، ضربی و غیره مشخص است و ما از رهبر بگیرید تا کوچکترین جزئیات، هیچ چیز استانداردی نداشتیم. دولتِ وقت هم کاری با ما نداشت و نمی‌دانست چکارمان کند، کارمند رسمی وزارت فرهنگ و هنر سابق و ارشاد بعد از انقلاب بودیم و نمی‌شد بیرون‌مان کنند. هر روز صبح می‌رفتیم، کارت می‌زدیم، چای می‌خوردیم، گپ می‌زدیم و برمی‌گشتیم خانه‌.

دیدار نوازندگان با آیت‌الله بهشتی

خستگی از این وضعیت باعث شد تصمیم بگیریم به دیدن مسئولی برویم و کسب تکلیف کنیم که چه باید کرد؛ چون نه ارکستر سمفونیک بودیم، نه ارکستر مجلسی و کسی باید تکلیف‌مان را مشخص می‌کرد. به این نتیجه رسیدیم که به دیدار آیت‌الله بهشتی، رئیس وقت دیوان عالی کشور برویم. یادم است قبلش نه زنگ زده بودیم، نه وقت گرفته بودیم و همین طور بلند شدیم رفتیم دفترشان. به منشی‌شان گفتیم اعضای ارکستر سمفونیک هستیم و می‌خواهیم آیت‌الله بهشتی را ببینیم که پرسید وقت گرفته‌اید، با پاسخ منفی ما که روبرو شد، تعجب کرد و گفت بعید می‌داند بتوانیم ببینیمشان.

رفت داخل. چند لحظه بعد برگشت و گفت، گفته‌اند فعلا صبر کنید. همین که بدون آن‌که وقت قبلی گرفته باشیم، گفته بودند صبر کنید، برایمان جای خوشحالی داشت. کمی گذشت و رفتیم داخل. (با لبخند) ما تِته پته گرفته بودیم که چطور حرف‌مان را بزنیم و یادم نیست کدام‌مان شروع کردیم و گفتیم لطفا فتوایی بدهید که موسیقی حرام نیست و آزاد است تا ما بتوانیم کارمان را بکنیم.

آیت‌الله بهشتی به ما گفتند مگر برای این که بتهوون بتواند کار کند کسی فتوا داد؟! یا مگر برای موتزارت کسی فتوا داد که من برای شما بدهم؟! شما اگر در مسیر مردم حرکت می‌کنید و به حقید، بروید حق‌تان را بگیرید و اگر ناحقید که هیچ.

تماشاگرانی که نمی‌دانستند دست بزنند یا صلوات بفرستند

کم‌کم خودمان پیشقدم شدیم و از میان خود، بیژن قادری را به عنوان رهبر ارکستر انتخاب کردیم تا فعلا آن جلو دستی تکان بدهد و ما هم به جای آن که مثلا بتهوون بزنیم، قطعاتی را اجرا کنیم که نشان دهد با مردم هم‌صداییم؛ چیزهایی مانند سرودهای انقلابی که از رادیو و تلویزیون هم پخش می‌شد.

مدتی گذشت و متوجه شدیم این کار جوابگو نیست و بهتر است سراغ رهبری برویم اسم‌ و‌ رسم‌دار که شاید به خاطر اسم‌ و‌ رسمش حرفش را گوش بدهند و ما هم دوباره سر و شکل سابق ارکستر سمفونیک را به خود بگیریم. شورایی تشکیل دادیم و با مراجعه به منزل حشمت سنجری، تقاضا کردیم رهبری ارکستر را بر عهده بگیرد. او آمد و چون معتقد بود ارکستر سمفونیک باید کار اصلی خود را بکند، در سالن رودکی با همان ۲۰ نفر آثار بتهوون یا موتزارت می‌زدیم و تماشاگران هم نمی‌دانستند چه کنند، عده‌ای صلوات ختم می‌کردند و عده‌ای دست می‌زدند.

کتک خوردن نوازندگان در ورزشگاه ۱۲ هزار نفری

آرام‌آرام ما را برای اجرا به جاهایی دعوت ‌کردند. جاهایی مثل هتل‌ها که گاهی اوقات میزبان کنفرانس یا جلسه‌ای بودند و ما آن جا سرود ملی جمهوری اسلامی را از ساخته‌های محمد بیگلری‌پور با عنوان «پاینده بادا ایران» اجرا می‌کردیم. به خاطر دارم در یکی از این کنفرانس‌ها، یک روحانی جلو آمد و به رهبرمان گفت این بچه‌ها شغل‌شان چیست؟! جواب شنید، شغل‌شان همین است و ساز می‌زنند. با تعجب پرسید به این‌ها بابت ساز زدن پول هم می‌دهید؟! شنید، بله همه کارمند رسمی وزارت ارشادند. آخرین جمله‌اش را یادم است که گفت چه مملکت خوبی داریم که بالای این چیزها هم پول می‌دهد!

خاطرم هست یک بار هم دعوتمان کردند استادیوم ۱۲ هزار نفری آزادی که برنامه اجرا کنیم، آن جا گروهی به ما حمله و سازهایمان را درب و داغان کردند و ما فرار کردیم.

آیت‌الله بهشتی گفت مگر بتهوون برای کارش فتوا گرفت؟   آیت‌الله بهشتی گفت مگر بتهوون برای کارش فتوا گرفت؟   آیت‌الله بهشتی گفت مگر بتهوون برای کارش فتوا گرفت؟

اجرا در خیابان؛ راهی برای ادامه حیات ارکستر سمفونیک         

همین‌طور پیش رفتیم تا این که به ما گفتند اگر می‌خواهید کنسرت بدهید و کارتان ادامه پیدا کند، بروید بین مردم و چیزی بزنید که حرف الان مردم باشد. آن زمان خواننده‌مان حسین سرشار بود، رهبرمان حشمت سنجری و نوازندگان نیمی تحصیل‌کرده خارج بودند و باقی تحصیل‌کرده داخل. یادم است برایمان برنامه‌ریزی کردند که شش صبح برویم میدان توپخانه. جلوی پست‌خانه برایمان صندلی چیده بودند، چله زمستان بود و ما در حالی که برف می‌آمد، سرودهای انقلابی اجرا می‌کردیم.

کسانی که آن ساعت پیاده یا با اتوبوس‌های دو طبقه سر کار می‌رفتند هاج و واج تماشایمان می‌کردند و فکر می‌کردند دیوانه‌ایم که در آن هوای گرگ و میش و سرد نشسته‌ایم و ساز می‌زنیم. بعضی‌ها هم می‌آمدند و می‌گفتند این‌ها چیست که می‌زنید، موسیقی خانم گوگوش را بزنید! اوایل انقلاب بود و هنوز خیلی از مفاهیم جا نیفتاده بود.

دعوت به تیمارستان امین‌آباد    

دو، سه بار این کار را کردیم و دیدیم جواب نمی‌دهد، همه‌مان مریض شده بودیم و سازهایمان آسیب دیده بود. بعد از آن بود که دعوت‌مان کردند تیمارستان امین‌آباد. روی حوض برایمان تخته گذاشته و صندلی‌ها و سازها و پوپیت‌هایمان را چیده بودند. چند متر آن طرف‌تر جلوی ما دکترها، پرستارها، بعد خانم‌ها و بعد آقایان بیمار نشسته بودند. پیش از شروع اجرا زمانی که مشغول کوک کردن سازهایمان بودیم، بیماران با تعجب نگاهمان می‌کردند. با ورود رهبر ارکستر، در سکوت از جایمان بلند شدیم و دکترها و پرستارها و بیماران هم همین طور. ما نشستیم و آن‌ها هم نشستند.

دستان رهبر در سکوت بالا رفت و با پایین آمدن‌شان ما شروع به نواختن یکی از سرودهای انقلابی مطرح آن زمان که با ریتمی تند آغاز می‌شد، کردیم. ولوله‌ای در میان بیماران افتاد، گیج شده بودند و نمی‌دانستند صدا از کجاست. یکهو یکی از مردان بیمار که رئیس دیگر بیماران بود انگار برق گرفته باشدش، بلند شد. با شنلی که روی دوش داشت به آرامی از جلوی دکترها و پرستارها گذشت و به سمت ارکستر آمد. رهبر ما پشتش به او بود و ما رویمان، ما نمی‌دانستیم چه کنیم اما رهبرمان به کارش ادامه می‌داد. همان‌طور که مرد شنل به دوش به سمت ما می‌آمد باقی بیماران هم پشت سرش راه افتادند و هر کاری می‌کرد بقیه هم می‌کردند. او یک‌هو دستش را بالا کرد و شروع کرد به درآوردن ادای رهبر ارکستر ولی حرکاتش حالت رقص پیدا کرده بود و بقیه هم به تقلید از او شروع کردند به درآوردن ادای رهبر که کاملا شبیه رقصیدن بود.

نوازندگانی که در ردیف جلوی ارکستر نشسته بودند، شروع کردند به خندیدن که با عصبانیت رهبرمان همراه شد اما کم‌کم فهمید که اصل ماجرا پشت سرش است و کسی حواسش به آن‌چه ما می‌کنیم نیست. قطعه اول که تمام شد با اعلام زمانی برای تنفس، دکترها بیماران را به خوابگاه‌شان بردند، ما هم سازهایمان را جمع کردیم و برگشتیم.

خاطرم هست پس از آن بود که رئیس آن مجموعه نامه‌ای محبت‌آمیز برای ارکستر سمفونیک نوشت و گفت اجرایتان چنان تاثیری روی بیماران ما گذاشته که بعد از گذشت یک هفته هنوز در راه پله‌ها ادای رهبر شما را در می‌آورند و حالشان خوب است.

به جز این‌ها یادم است به مجلس شورای اسلامی هم دعوت شدیم و سرود جمهوری اسلامی را اجرا کردیم.

صدور کارت تردد برای حمل ساز در خیابان 

وضعیتی که تشریح کردم برای سایر هنرها از سینما و تئاتر گرفته تا تجسمی و عکاسی هم وجود داشت اما وضع موسیقی دشوارتر بود چون اساسا نمی‌دانستند حلال است یا حرام. به خاطر دارم برای این که بتوانیم سازِمان را در خیابان حمل کنیم، برایمان کارت صادر کرده بودند که دستگیر نشویم. روی کارت من نوشته بود مجید انتظامی، نوازنده ارکستر سمفونیک اجازه دارد ساز خود را در خیابان حمل کند و پایینش هم مهر وزارت ارشاد بود. هرچند خیلی‌ها هم اصلا به این کارت‌ها بها نمی‌دادند.

آن زمان خانه من در جماران بود و هر بار که می‌خواستم به خانه بروم، تمام ماشین را زیرورو می‌کردند و هر دفعه که به ساز می‌رسیدند باید کلی برایشان توضیح می‌دادم البته همان موقع با خیلی از این سربازها رفیق شده بودم که دوست داشتند ساز زدن یاد بگیرند.

خودگذشتگی آن ۲۰ نفر که ارکستر سمفونیک را زنده نگهداشتند

این‌ها را گفتم تا به این جا برسم که جو کاملا ضد موسیقی بود. این طور نبود که شما راحت بتوانی کنسرت بدهی و یک نفر می‌توانست بیاید و به تنهایی جلویتان را بگیرد اما با وجود همه این مشقات ما ایستاده بودیم.

ارکستر سمفونیک تهران مدیون آن ۲۰ نفری است که سر پا نگهش داشتند و از انقلاب عبورش دادند. هر چند همیشه پول کم می‌دادند یا دیر و زود می‌دانند اما دلمان به این خوش بود که داریم کار خودمان را می‌کنیم.

ارکستری که با این همه زحمت سرپا ماند و در سال‌های اخیر هم به هر زحمتی که بود از فراز و نشیب تعطیلی‌ها و بازگشایی‌های مجدد عبور کرد، حاصل زجری است که آن ۲۰ نفر متحمل شدند و جدا از نوازندگی در ارکستر، نوازنده هم تربیت کردند. مسئولین به خاطر آن زجرها هم که شده نباید بگذارند اتفاقی برای ارکستر سمفونیک بیفتد و نوازندگان جوانش به واسطه درگیر شدن با مسائلی مثل حقوق و… از کارشان بازبمانند یا نوازندگان پیشکسوتش فراموش شوند.

همان‌طور که نباید فراموش کرد ادامه حیات ما در دوران جنگ به از خودگذشتگی کسانی بستگی داشت که به جبهه رفتند. ما آن موقع در جبهه هم اجرا داشتیم و همان سرودهای انقلابی را اجرا می‌کردیم که بسیار دشوار بود. عده‌ای در جلو مشغول جنگ بودند و ما پشت سرشان ساز می‌زدیم و با استقبال هم مواجه می‌شدیم اما متاسفانه همان اتفاقی که از طرف برخی برای رزمندگان رقم زده شد برای ما هم رخ داد؛ سپرده شدن به دست فراموشی.

الان ارکستر سمفونیک به جایی رسیده که می‌تواند باعث افتخار ایرانی‌ها باشد و این کار مطمئنا نه توسط مسئولین که توسط هنرمندانی انجام شده است که حتی دستمزد بخور و نمیرشان هم به موقع پرداخت نمی‌شود و الان هم که بازنشسته شده‌اند وضع‌شان مشخص است. خود من بازنشسته کشوری هستم و با این که نشان درجه یک هنری دارم و چهره ماندگار هم شده‌ام، کمترین حقوق ممکن را می‌گیرم.

آلبوم «حماسه ایران، سرود شهیدان» برای همبستگی با مردم

تا این زمان ارکستر سمفونیک قطعات و سرودهای انقلابی را اجرا می‌کرد که از رادیو و تلویزیون هم پخش می‌شد و آلبوم «حماسه ایران، سرود شهیدان» به آهنگسازی من، نخستین اثر تولیدی این ارکستر در اعلام همبستگی با حرکت مردم بود.

من «حماسه ایران، سرود شهیدان» را با حضور اعضای ارکستر سمفونیک ضبط کردم. هیچ کدام از اعضا پولی نگرفتند و کرایه استودیو را هم خودم دادم. شعر این کار را علینقی حَکَمی سرود، خوانندگی‌اش را حسین سرشار انجام داد و گروه کُر کنارش بودند. دکلمه‌اش هم بر عهده فرزانه تاییدی و پدرم عزت‌الله انتظامی بود. این نخستین اثری شد که ارکستر سمفونیک مشخصا برای نشان دادن همراهی خود با انقلاب و خواست عموم مردم ساخت. بعد از آن بود که تصمیم گرفتم وقایع سیاسی دوران خود را در قالب موسیقی بیان کنم و به فکر ساختن «سمفونی خرمشهر» افتادم.

آیت‌الله بهشتی گفت مگر بتهوون برای کارش فتوا گرفت؟   آیت‌الله بهشتی گفت مگر بتهوون برای کارش فتوا گرفت؟   آیت‌الله بهشتی گفت مگر بتهوون برای کارش فتوا گرفت؟   آیت‌الله بهشتی گفت مگر بتهوون برای کارش فتوا گرفت؟

شکل گیری «سمفونی خرمشهر» 

تصمیم گرفته بودم تاریخ معاصر کشورم را در قالب موسیقی روایت کنم و با خرمشهر شروع کردم که آن زمان هنوز در اشغال عراقی‌ها بود. یکی از دوستانم، محمد فرنود که خودش عکاس جنگ بود، به من گفت کار خیلی خوبی است و حتما پیگیری‌اش کن. آن موقع من هیچ چیز نداشتم، نه پیانو، نه دستگاه ضبط صدا و نه هیچ چیز دیگر. فرنود ولی داشت. یک سینتی‌سایزر کوچک داشت. آن را به من داد تا بتوانم تم‌هایم را رویش بزنم و خودش با آقایی به نام شکوهی که آن زمان رئیس وقت شورای نظارت و ارزشیابی مرکز سرودها و آهنگ‌های انقلابی بود، صحبت کرد. بعد از آن بود که بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس پیغام داد که روی این کار سرمایه‌گذاری خواهد کرد.

نوشتن سمفونی یک بحث است و ضبط کردنش یک بحث دیگر که هزینه‌اش زیاد می‌شد و من از پسش برنمی‌آمدم و این شد که ادامه‌اش را در همکاری با این بنیاد ساختم. من می‌خواستم موسیقی بی‌کلام باشد ولی آن‌ها اصرار داشتند که مردم با موسیقی بی‌کلام ارتباط برقرار نمی‌کنند. چند نفر از طرف من معرفی شدند که هنرمندان به نامی بودند و شعرهایی هم گفتند اما مورد پسند قرار نگرفتند و در نهایت خود بنیاد از عباس تحویلداری خواست که نریشن را بنویسد و خودش هم آن را بخواند.

«سمفونی خرمشهر» بارها و بارها اجرا شده؛ با رهبران مختلف و به شیوه‌های متفاوت از جمله با حرکات موزون. این اثر به واسطه محتوای مردمی‌اش باعث شد گوش مردم با فرم سمفونی و موسیقی کلاسیک آشنا شود و آن قدر دوستش داشتند که هنوز هم که هنوز است اجرا می‌شود. فقط ای کاش بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس به آن‌چه در قرارداد آن زمان‌مان در خصوص انتشار به صورت کاست ذکر کرده بودیم، پایبند می‌ماند و پیش از انتشار به صورت سی‌دی به من اطلاع می‌داد یا حداقل بعد از انتشار، نسخه‌ای هم برای خودم می‌فرستاد.

مسئولانی که شمشیرهایشان را از رو بسته بودند

وقتی به پشت سرم نگاه و به این فکر می‌کنم که مسیری که آمده‌ام درست بوده یا غلط به این نتیجه می‌رسم که آن روزی که تصمیم گرفتم وقایع روزگارم را با موسیقی روایت کنم، مسئولین موسیقی نمی‌خواستند، چرا که موسیقی زیر سوال بود، کنسرتی برگزار نمی‌شد و چاره دیگری نبود. در این وضعیت من با خودم فکر کردم چرا به جای سرود انقلابی، حماسه «خرمشهر» یا حماسه «ایثار» نسازم که حالت سمفونی هم داشته باشد و اتفاقا همان مسئولینی که زمانی مخالف موسیقی بودند با اشتیاق به این کنسرت‌ها می‌آمدند.

ممکن است کارهایم باب میل یک عده نبوده و یک عده دیگر نگرش‌شان جور دیگری باشد ولی من نگرشم این بود که مسئولین بفهمند موسیقی که همه شمشیرهایشان را برایش از رو بسته‌اند، حرام نیست و ابعاد مختلفی دارد.

آیت‌الله بهشتی گفت مگر بتهوون برای کارش فتوا گرفت؟   آیت‌الله بهشتی گفت مگر بتهوون برای کارش فتوا گرفت؟   آیت‌الله بهشتی گفت مگر بتهوون برای کارش فتوا گرفت؟   آیت‌الله بهشتی گفت مگر بتهوون برای کارش فتوا گرفت؟   آیت‌الله بهشتی گفت مگر بتهوون برای کارش فتوا گرفت؟

عزرائیل جان هنرمندان را نمی‌گیرد

این‌هایی که فکر می‌کنند می‌توانند جلوی یک هنرمند و کار هنری‌اش را بگیرند فراموش کرده‌اند که عزرائیل جان همه را می‌گیرد جز هنرمندان. جسم مجید انتظامی روزی از بین خواهد رفت ولی موسیقی «از کرخه تا راین» از بین نمی‌رود، «بوی پیراهن یوسف» از بین نمی‌رود، «آژانس شیشه‌ای» از بین نمی‌رود، «روز واقعه» از بین نمی‌رود، «بایسیکل‌ران» از بین نمی‌رود، این‌ها هیچ کدام از بین نخواهند رفت. من دارم کار خودم را می‌کنم. آهنگ می‌نویسم و می‌دانم اگر الان اجرا یا ضبط نمی‌شود، قطعا دو سال دیگر، ۱۰ سال دیگر یا ۲۰ سال دیگر خواهد شد. اصلا وقتی در دنیا نیستم شاید بشود. من که دیگر عقده این را ندارم که رهبر ارکستر باشم چون بوده‌ام و عقده این را هم ندارم که آهنگسازی کنم چون کرده‌ام.

من به حوزه موسیقی نیامدم که برای خودم اسم‌ و رسمی دست‌ و‌ پا کنم، وقتی هم شروع کردم، آهنگ نوشتم که پول درآورم و بتوانم زندگی کنم. چون درآمد نداشتم و همیشه هم دلم می‌خواست همه چیز بی‌سر و صدا باشد اما طبیعی است که وقتی کار هنری می‌کنید، اسم‌تان روی زبان‌ها می‌افتد و این گریزناپذیر است ولی من تلاش می‌کردم یک گوشه‌ای برای خودم کار کنم. هیچ وقت هم نه ادای هنرمند بودن را درآورده‌ام، نه ادای موزیسین بودن را. این‌هایی هم که ساخته‌ام درد دل‌هایم است که چون با درد دل‌های یک عده مشترک است خوششان می‌آید و با آن ارتباط برقرار می‌کنند.

الان هم برای خودم می‌نویسم و نگه می‌دارم تا ببینم چه می‌شود و هیچ اصراری به این که کنسرت بدهم یا موسیقی بسازم ندارم چون کارهایم را کرده‌ام، حدود ۱۰۰ موسیقی فیلم و حدود هفت، هشت موسیقی برای صحنه ساخته‌ام و کارهایی را هم که احساس کرده‌ام وظیفه‌ام بوده مثل «حماسه خرمشهر»، «ایثار»، «مقاومت»، «پیروزی» و… انجام داده‌ام.

قرار بود سوم خرداد در تالار وحدت روی صحنه بروم اما چون مدت زمانی که برای تمرین با ارکستر در نظر گرفته بودند، کوتاه بود، نشد. منتظر زمان دیگری هستم که به زودی اعلام خواهد شد.

عکاس: زاوش محمدی

[ad_2]

لینک منبع

رئیسی برای تبدیل شدن به یک چهره موثرتر سیاسی و اجتماعی چه باید بکند؟

[ad_1]

رئیسی؛ کنش‌گری سیاسی یا نیروی اجتماعی؟

رئیسی پدیده نوظهور سیاسی در انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری بود که رأی ۱۶ میلیونی وی سبب شده است تا چهره تازه‌ای در عرصه سیاست ایران معرفی شود. از پرسش‌های پساانتخابات، چگونگی نقش آفرینی وی در عرصه سیاست برای آینده است.

بر اساس کاراکتر، موقعیت رسمی و خصوصا نوع ظهور و بروز رئیسی در انتخابات اخیر، دو جور نقش آفرینی سیاسی می‌توان به وی پیشنهاد کرد.

در یک تقسیم‌بندی، مجموع آراء قابل جذب در انتخابات را می‌توان به سه دسته بزرگ تقسیم کرد:

دسته اول: آراء ایدئولوژیک-سیاسی که آراء مهمی است اما به دست آوردن آن، چندان معطوف به کنش‌گری و توانایی سیاسی نیست.

دسته دوم: آراء «اجتماعی» که نتیجه «گفتمانی» است که نامزدها نمایندگی می‌کنند سیاست ورزی به نسبت آرا ایدئولوژیک نقش بیشتری در جذب این آرا دارد .

دسته سوم آراء «سیاست‌ورزانه» است که عمدتا نتیجه توانایی شکل دادن به قاعده رقابت‌های سیاسی و برهم زدن بازی رقیب و… است.

رئیسی در انتخابات اخیر در جذب آراء ایدئولوژیک موفقیت «حداکثری» داشت و از امثال جلیلی ۹۲ موفق‌تر بود و توانست خصوصا از طریق سفرهای استانی پرشمار، اجازه اجتماعی شدن این پایگاه رأی را ایجاد کند.

رئیسی در جذب آراء اجتماعی موفقیت حداکثری نداشت و در نگاهی خوشبینانه می‌توان گفت موفقیتی «متوسط» داشت و توانست تا حدودی ظرفیت اجتماعی طبقات ضعیف اقتصادی و در حاشیه را جذب گفتمان عدالت کند.

رئیسی در جذب آراء سیاست‌ورزانه، کمترین موفقیت را داشت و ضمن آن که نتوانست قاعده رقابت را به نفع خود در «اقتصاد و فساد» وضع کند، مقهور قاعده‌سازی روحانی در هراس افکنی از او و نیز تبدیل دو قطبی اقتصاد و فساد به دو قطبی «سیاسی و امنیتی» شد.

در واقع با احتساب هر سه مواجهه رئیسی، می‌توان این جمع‌بندی را از عملکرد او در انتخابات دوازدهم داشت که رئیسی در این انتخابات عمدتا به شکل یک «کاراکتر و نماد اجتماعی» ظهور کرد و نتوانست شکل یک «کاراکتر سیاسی» که لازمه رقابت‌های انتخاباتی است، پیدا کند. بنابراین سقف رأی او به حدود ۴۰ درصد محدود شد که نتیجه بازنمود همین کاراکتر اجتماعی او بود.

بنابراین به اقتضای تقسیم فعالان سیاسی به دو سطح «نیروی اجتماعی» و «کنش‌گر سیاسی»، اولویت برای رئیسی، نیروی اجتماعی است.

نیروهای اجتماعی بر خلاف کنشگران سیاسی حضور مستقیم در سیاست ندارند بلکه بسترها و ظرفیت‌های سیاسی را برای تحقق و پیش رفتن دیدگاه و افکار خود فراهم می‌کنند. نیروهای اجتماعی «فضاساز و رأی ساز» هستند و در یک بیان اغراق آمیز، رئیس‌جمهور سازند تا اینکه رئیس‌جمهور شوند. رئیسی خصوصا برای نمایندگی مؤثرتر این ۱۶ میلیون، به حضور و نقش آفرینی اجتماعی، بیش از کنش‌گری متعارف سیاسی نیاز دارد. که اتفاقا می‌تواند یکی از خلاءهای جریان منتقد دولت را که همین ضعف در برخورداری و سازماندهی و به شکل مناسبی به میدان آوردن نیروهای اجتماعی است، تا حد قابل توجهی جبران کند.

در اولویت دوم، اگر رئیسی بخواهد از نیروی اجتماعی به کنش‌گر سیاسی تبدیل شود، باید تمهیدات فراوانی را فراهم کند. از جمله اینکه به سیاست و سیاست‌ورزی اولویت بدهد. «زبان» لازم را به تدریج برای ارتباط مؤثر با جامعه پیدا کند (هر دوی این موارد جزء  محدودیت‌های وی در این انتخابات بود). سهم محدودیت‌ها و اشتباهات خود را علاوه بر بداخلاقی رقیب و برخی تخلفات انتخاباتی لحاظ کند (در بحث‌های پساانتخاباتی وی کم رنگ بود) و از بازتوجیه آنها مثل مورد تتلو، بپرهیزد و در مشورت سیاسی برای افراد مستقل و حتی منتقد، علاوه بر حلقه نزدیک خود، سهم قائل شود و همچنین از تعریف و نتیجتا محدود شدن در مجموعه‌های سوخته سیاسی مثل جمنا و مانند آنها پرهیز کند و در نهایت به لحاظ ایجابی باید بتواند چه به لحاظ ایده‌های مشخص و قابل دفاع و پذیرش توسط مردم برای حل مسائل کشور، و چه به لحاظ کارنامه و عملکردی، نشان بدهد که می‌تواند به نسبت کسانی که امروز قدرت را در دست دارند، کشور را بهتر اداره کند.

*پرویز امینی، کارشناس مسایل سیاسی و جامعه شناس

 

منبع : جهان نیوز


Post Views:
5

[ad_2]

لینک منبع

اسنپ و تپسی به IT در ایران عمومیت بخشیدند

[ad_1]

نصرالله جهانگرد در دومین جشنواره فناوری اطلاعات دانشگاه صنعتی شریف که با عنوان «ITWeekend2» صبح امروز در محل این دانشگاه و با تمرکز روی ایجاد کسب‌وکارهای نوین در حوزه فناوری اطلاعات برگزار شد، به مقوله استارتاپها پرداخت و اظهار کرد: این مهم است که برای الگو قرار دادن و کسب تجربه از پروژه‌های استارتاپی، تنها به سراغ پروژه‌های موفقیت‌آمیز نرویم و از پروژه‌های شکست خورده نیز درس بگیریم.

رئیس سازمان فناوری اطلاعات ایران با اشاره به «برنامه جامع راهبردی فناوری اطلاعات ایران» یا همان «تکفا۲» گفت: سال ۲۰۰۵ که درصدد عقد قراردادهای مربوط به اجرای این پروژه بودیم از حضور مشاور باتجربه هلندی بهره بردیم و تقاضای بنده از ایشان ارائه گزارشهای جامع مبنی بر پروژه‌های شکست خورده در کشورهای دیگر بود.

وی با تأکید بر اینکه در انجام پروژه‌ها «زمان» مسئله به مراتب مهمتری از «پول» است، ابراز کرد: در بررسیهایی که از نمایشگاه الکامپ سال گذشته در ارتباط با استارتاپها داشتیم به این نتیجه رسیدیم که قدمت اکثر آنها کمتر از سه سال است، بیشتر در حوزه محتوا و فروش فعال هستند، عمدتا در بازار داخلی کار می‌کنند، تعداد کارکنان آنها محدود و در شروع کار کمتر از پنج نفر است و ۹۷درصد کارکنان آنها تحصیلات دانشگاهی دارند.

چالشهای پیش‌روی استارتاپها
معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات چالشهای پیش‌روی استارتاپها را در زمینه‌های تأمین مالی، کمبود نیروی انسانی ماهر، سیاست‌گذاریهای دولت و چالشهای فنی دانست و عنوان کرد: ما در دولت به شدت معتقدیم که استارتاپها در شروع نباید مورد حمایت منابع دولتی و سرمایه‌گذاران فرشته قرار گیرند و حمایتها در مرحله نمونه‌سازی و رشد تخصیص یابد.

جهانگرد ادامه داد: برای نحوه تخصیص منابع و شیوه حمایتها، فرمولی در معاونت فناوری وزارت ارتباطات با همفکری همه فعالان حوزه ICT در نظر گرفته شده است؛ با توجه به اینکه استارتاپها حوزه جدیدی هستند، معتقدیم که مداخله دولت در آنها باید بسیار محدود باشد تا درگیر بروکراسیهای دولتی نشوند اما از طرفی دخالت دولت در برقراری تعادل بازار مهم و مؤثر است.

وی یادآور شد: حمایت نهادهای پشتیبان و شرکتهای بزرگ در استفاده از خدمات استارتاپها می‌تواند بسیاری از مشکلات مربوط به نوآوری و ارتقای کیفیت محصولاتشان را برطرف کند و از سویی کمک حال استارتاپها باشند.
معاون وزیر ارتباطات درباره نبود «زیرساخت فنی» لازم که دغدغه برخی صاحبان استارتاپهاست نیز گفت: از اواخر سال ۹۳ نسلهای سوم و چهارم تلفن همراه راه‌اندازی تجاری شد و امروز تعداد گوشیهای هوشمند فعال از مرز ۴۰ میلیون گذشته است.

برنامه توسعه دسترسی به پهنای باند سیار
وی اضافه کرد: شتاب دسترسی به پهنای باند سیار در این دولت رشد قابل توجهی یافته و اکنون در وضعیت خوبی قرار دارد؛ اواخر سال ۹۲ با آقای واعظی؛ وزیر ارتباطات صحبت می‌کردیم و بنا داشتیم برنامه‌های توسعه‌ای را به نحوی راهبری کنیم تا در پایان برنامه‌های پنجم تا هفتم توسعه به ترتیب سرعت ۲، ۲۰ و ۱۰۰مگابیت بر ثانیه در دسترسی به شبکه را به وجود آوریم اما رویه رشد و ورود اپراتور جدیدی به بازار فیبرنوری کشور به گونه‌ای است که گمان می‌کنم تا سال آینده سرعت ۱۰۰Mbps در دسترسی به شبکه در حوزه ثابت فراهم شود.

جداسازی ترافیک داخلی از بین‌المللی
جهانگرد همچنین با اشاره به همکاری شورای عالی فضای مجازی در حمایت از فضای ارتباطات کشور گفت: با تصویب اعضای این شورا موفق شدیم تا نرخ ترافیک با منشأ داخل کشور را از ترافیک خارجی تفکیک کرده و نصف کنیم؛ این موضوع به اپراتورهای ارتباطی ابلاغ شده است.

رئیس سازمان فناوری اطلاعات بار دیگر به مقوله استارتاپها پرداخت و با بیان اینکه شبکه‌های اجتماعی منجر به ارتقای سواد عمومی مردم جامعه شده‌اند، ابراز کرد: در کنار این بسترها، شکل‌گیری استارتاپهایی نظیر اسنپ و تپسی هم به فناوری اطلاعات در کشور ما عمومیت بخشید.
وی نقدی بر ضعف تربیت نیروی انسانی ماهر در دانشگاه‌ها داشت و گفت: متأسفانه فارغ‌التحصیلان دانشگاهی ما با ابزارهای رایج بازار آشنا نیستند و موضوع دیگری که کل ایرانیان را با ضعف مواجه کرده، نبود روحیه کار تیمی است.

نحوه برخورد با استارتاپهای در حال رشد و بالغ
جهانگرد در ارتباط با برخی راهکارها برای رشد استارتاپها در کشور عنوان کرد: ارائه تسهیلات کم هزینه فنی و استقرار، تفکیک مسئولیت حقوقی محتوا از بستر، تفکیک مسئولیت حقوقی و مالی کاربر از خدمات دهندگان و ایجاد رویه‌های انتظامی و قضایی توانمندساز و مالی از جمله برخی راهکارهاست که مسئولان قضایی هم باید توجهی به تدوین چارچوبهایی برای عملیاتی شدن آنها داشته باشند.

وی در پایان گفت: در ارتباط با راهکارهای مرحله بلوغ استارتاپها نیز باید ارزش داراییهای نامشهود در ساختار بانکی را بپذیریم و بدانیم که ۲۰ میلیون کاربر یک شبکه اجتماعی چه ارزشی دارد؛ ایجاد سازوکار رسمی برای ارزش‌گذاری داراییهای نامشهود و حمایت از حضور در بازارهای منطقه‌ای و بین‌المللی نیز از جمله راهکارهای دیگر در برخورد با استارتاپهای در مرحله بلوغ است

 

منبع : جهان نیوز


Post Views:
4

[ad_2]

لینک منبع

نادیده گرفتن بند قرارداد کی روش

[ad_1]

کارلوس کی‌روش در چند سال اخیر مواضع تندی علیه ارکان فدراسیون فوتبال گرفته است. از دبیر کل گرفته تا رئیس پیشین فدراسیون، مسئولان سازمان لیگ و … اما در هیچکدام از موارد با سرمربی تیم ملی برخورد که نشده هیچ، تذکری هم داده نشده است. با این حال یک مسئله پر ابهام وجود دارد و آن هم بندهای قرارداد فدراسیون فوتبال با کارلوس کی‌روش است که آیا سرمربی تیم ملی حق صحبت کردن درباره ارکان فدراسیون را دارد یا نه؟

در یکی از بندهای قرارداد کی‌روش به این موضوع اشاره شده که وی حق صحبت علیه ارکان فدراسیون را ندارد. در این بند آمده است: «سرمربی همچنین می‌پذیرد که در هیچ مصاحبه یا کنفرانس خبری درباره مسائل فدراسیون فوتبال بدون موافقت کتبی و هماهنگی با روابط عمومی صحبت نکند. به استثنای پرسش و پاسخ‌های مربوط به وضعیت تیم ملی در زمین فوتبال.»

با این حال نه در دفعات گذشته و نه در زمان تاج خبری مبنی بر برخورد با سرمربی تیم ملی (که می‌تواند توبیخ، تذکر و جریمه باشد) منتشر نشده است. تنها یک بار در زمان ریاست کفاشیان، کی‌روش ممنوع‌المصاحبه شد اما در همان زمان هم دستیاران این مربی پرتغالی به صورت رگباری علیه مسئولان فدراسیون مصاحبه کردند. حتی زمانی که تاج رئیس سازمان لیگ بود و کی‌روش گفت برنامه لیگ را راننده تاکسی نوشته هم برخوردی با او انجام نشد.

حال سؤال این است که چه دلیلی دارد که کی‌روش آزادانه علیه مسئولان بالادستی‌اش صحبت می‌کند اما خبری از برخورد با وی نیست. فدراسیون فوتبال تا چه زمانی قصد دارد مقابل بی‌حرمتی‌ها و توهین‌های کی‌روش سکوت کند ؟

 

منبع : جهان نیوز


Post Views:
6

[ad_2]

لینک منبع

چرا فروش خودروهای بی‌کیفیت چینی زیاد است؟

[ad_1]

فعالان بازار پاسخ دادند

در چند سال اخیر بازار خرید و فروش خودرو با تنش‌های مختلفی روبه رو بود که همین امر باعث شد تا دیگر خودرو یک کالای سرمایه‌ای نبوده و مردم فقط برای رفع نیاز خود اقدام به تهیه آن کنند. البته در این بازاری که بنا به گفته فعالان خودرو همچنان راکد بوده و رونقی در خرید و فروش ندارد برخی از شرکت خارجی توانسته‌اند سهم زیادی از تقاضا را به خود اختصاص داده و فروش خوبی داشته باشند.

از میان شرکت خودروساز خارجی فعال در بازار ایران باید از چینی‌ها یاد کرد که همچنان علاقه‌ای به داخلی سازی محصولات خود نداشته و با نصب آپشن های پر زرق و برق  هر روز  میزان خریداران خود افزایش می‌دهند. اما سوال اینجا چرا با وجود بی کیفیت بودن خودروهای چینی عرضه شده در بازار همچنان  مردم به سمت خرید آنها می روند و خود را درگیر این خودروها می‌کنند.

قاسمی یکی از فروشندگان خودرو در همین ارتباط می‌گوید: امروز مصرف کننده ایرانی به دنبال خودروهای جدید و ارزان است همین موضوع مورد توجه چینی‌ها قرار گرفته و آنها با استفاده از کم کاری خودروسازان ایرانی سعی در تولید محصول مطابق ذائقه ایرانی ها دارند.

وی با بیان اینکه چینی‌ها هر روز علاقه ایرانی‌ها را مورد بررسی قرار می دهند، افزود: آنها در چند سال اخیر متوجه شدند که ایرانی‌ها علاقه زیادی به خودروهای شاسی بلند دارند به همین دلیل تنوع زیادی را در تولید این خودروها انجام داده‌اند و البته فروش خوبی را هم کسب کرده‌اند.

این فعال بازار تصریح کرد: متأسفانه چینی به راحتی در بازار ایران مانور می دهند وحتی قیمت محصولات خود را به صورت غیر منطقی افزایش داده اند به نحوی که هم اکنون قیمت برخی از محصولات چینی در مقایسه با بازار بسیار گران تر است.

محمدی دیگر فروشنده خودرو با اشاره به بازار نابسامان لوازم یدکی خودروهای چینی می‌گوید: در بازار لوازم یدکی معروف است که چینی ها بیشترین سود خود را نه از محل فروش خودرو بلکه از لوازم یدکی به دست می آورند.
وی با بیان اینکه در برخی از خودروها تأمین یک قطعه با مشکلات زیادی مواجهه است، افزود: بعضاً قطعات چینی کیفیت های مختلفی دارد که مصرف کننده با توجه به هزینه خود اقدام به خرید آنها می‌کند اما نکته اینجاست که قطعات ارزان بی‌کیفیت بوده و نارضایتی مردم را به دنبال داشته است به همین دلیل خریدار ترجیح می‌دهند قطعه درجه بالا بخرد اما آنها نیز از کیفیت مناسبی برخوردار نیستند.

*چینی ها با پول مردم خودرو وارد کرده و به خود آنها می‌فروشند
این فروشنده خودرو با اعلام اینکه چینی‌ها با پول مردم خودرو وارد کرده و به خود آنها می فروشند، اظهارداشت: فروش خودرو در بازار ایران آنهم با این کیفیت های نازل برای شرکت های بسیار سودآور است.
وی با اعلام اینکه کمترخریداری را دیده‌ام که دل خوشی از خرید خودروی چینی داشته باشد، گفت: اما بدون تعارف جذابیت های این خودروها همه را گول می‌زند.

نوریان دیگر فروشنده خودرو نیز با بیان اینکه شرایط فروش خودروهای چینی نسبت به خودروهای داخلی بسیار متنوع است، افزود: وقتی مصرف کننده می‌داند که با ۳۰ میلیون می‌تواند یک ماشین شاسی بلند بخرد چرا این کار را نکند.
وی با اشاره به اینکه قیمت خودروهای متنوع چینی تناسب زیادی با جیب مردم دارند، تصریح کرد: اگر دقت کنید چینی ها خودشان هیچ کدام از محصولاتی که در بازار ایران به فروش می‌رسانند را استفاده نمی‌کنند.
این فروشنده خودرو اضافه کرد: امروز تأمین قطعه یکی از مشکلات اصلی خریداران خودروهای چینی به شمار می‌آید که هنوز شرکت ها برای کسب سود بیشتر اقدام مؤثری را در این رابطه انجام نداده‌اند.

منبع : جهان نیوز


Post Views:
4

[ad_2]

لینک منبع

زنان باردار معتاد تحت نظارت مددکاران اورژانس اجتماعی

[ad_1]

بیب الله مسعودی فرید با اشاره به فروش کودکان زنان معتاد در زمان زایمان در برخی افراد در خارج از بیمارستان گفت: بر اساس تفاهم نام با وزات بهداشت زنان معتاد باردار مراجعه کننده برای زایمان بلافاصله تحت نظر مددکار اورژانس اجتماعی و مددکار بیمارستان قرار می گیرند.

وی با اشاره به اینکه سال گذشته در این طرح حدود ۷۰۰ نوزاد با نظارت مددکاران بهزیستی به دنیا آمدند گفت: نیمی از این کودکان به افراد فامیل واجد شرایط سپرده شدند و نیم دیگر آن به مراکز سازمان بهزیستی ارجاع شدند.

مسعودی فرید اجرای این تفاهم نامه را راهکاری برای جلوگیری از خرید و فروش کودک در بین مادران معتاد گفت: در تفاهم نامه منعقد شده بین بهزیستی و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در خصوص مراقبت دوران بارداری مادران معتاد و پیشگیری از سوء استفاده و خرید و فروش کودک اقدام شود.

وی در ادامه گفت : براساس این تفاهم نامه، قرار است مادران معتاد تحت مراقبت های دوران بارداری قرار گیرند و این مادران بعد از زایمان نیز خدمات مربوطه را دریافت کنند.معاون بهزیستی ادامه داد: با این اقدامات از ورود مادران و کودکان به چرخه خرید و فروش کودک پیشگیری می شود تا کسی نتواند از آنان سوء استفاده کند.وی با اشاره به اینکه موارد خرید و فروش کودکان از جانب والدین معتاد انجام می شود،

ادامه داد: پیش از این نیز تفاهم نامه ای با وزارت بهداشت منعقد شده تا در صورت مراجعه زن معتاد برای زایمان به مرکز درمانی ، ابتدا باید احراز هویت صورت گیرد و درصورت اثبات اعتیاد ، نوزاد پس از زایمان مرخص نمی شود و ابتدا بررسی های لازم از سوی مددکار اجتماعی بیمارستان صورت می گیرد.

معاون سازمان بهزیستی کشور گفت: پس از آن مددکار اورژانس اجتماعی در اسرع وقت به بیمارستان مراجعه می کند و تا آن زمان نباید کودک از بیمارستان ترخیص شود تا زمانیکه بررسی های مفصل روانشناختی و مددکاری انجام گیرد.مسعودی فرید افزود: پس از بررسی ها در صورت لزوم و بر حسب شرایط مادر، کودک به صورت موقت یا دائمی از مادر معتاد گرفته و به مراکز نگهداری بهزیستی یا خویشاوندان درجه یک دارای صلاحیت واگذار می شود.

 

منبع : خبرآنلاین


Post Views:
51

[ad_2]

لینک منبع